....
قرار بود حوالی اینروزا بفهمم تو دلمی برات چه رویاهایی بافته بودم فکر کردم به کی بگم ، به کی نگم قرار بود اگر اومدی امسال هم تو خونه مون روضه بگیرم، نذر کرده بودم اگر فهمیدم تو دلمی برای هرچندتا که تونستم شیر بخرم به بچه های کوچیک بدم تو رو از شش ماهه امام حسین خواسته بودم شدی قنوت دستام، شدی سجده های طولانیم شدی بغض وسط نمازم دقیقا همونی شبی که منسوبه به شش ماهه ی امام حسین فهمیدم که ندارمت...... تجربه ی اینروزا اصلا آسون نیست. جونم داره به لبم میرسه اشتیاق من به داشتنت شد احتیاج ، احتیاجم شد گریه، گریه م شد ناامیدی...... اگر بگم دیگه امیدی ندارم به داشتنت دروغه، اگر بگم هنوزم زیبات...
انتظار پوچ
روزهای انتظار
تو قدرت دادی به من
تولد بابات
رویای شیرین داشتنت
۲۸ سالگی
وقتی مهد کودکی بودم ، کلاس اولی ها خیلی به چشمم بزرگ بودن، وقتی کلاس اولی شدم ، کلاس پنجمیا وقتی کلاس پنجمی شدم دبیرستانیا وقتی ۲۰ ساله شدم، ۲۵ ساله ها...... از یه جایی به بعد دیگه هیچکسی به چشمم بزرگ نیومد، بعضی ها جوون تر بودن و بعضیا پیرتر...... از وقتی که دیدم دارم به ۳۰ سالگی نزدیک میشم.... امروز ۲۸ سال ام شد مامان ، قصه ی عشق مون هم تولد ۳ سالگیشه عشقی که پر از داستان و چالش و روزای تاریک و روشنه.... روز تولد ۲۵ سالگیم پای سفره عقد نشستم و به آینده ی مبهم رو به روم لبخند زدم، سوره نور و باز کردمو از خدا خواستم منو با این پسر خوشبخت کنه...... حالا سه سال ازون روز ...
رویای همیشگی مامان
میخام برای داشتنت تلاش کنم اما نمیتونم نمیشه دلم برات پر میکشه هربار به خودم میگم باید بتونی ولی نمیتونم فکر داشتنت یه جوری افتاده تو سرم که داره مغزمو میخوره نمیدونم چند وقت شده ولی خیلی وقته که دلم میخاد بچه داشته باشم خیلی وقته دلم یه دختر میخاد گاهی وقتا عذاب وجدان میگیرم که تو رو برای تنهایی هام میخام من خییلی تنهام مامانی خییلی زیاد و میدونم این اصلا دلیل منطقی برای داشتنت نیست اما من حریف دلم نمیشم...... همین الان که دارم مینویسم، تنهام، شبها تنهام، روزها تنهام.... بابای آیندت هر دو روز یکبار کشیکه ، و تو فاصله اون دو روز هم بیشتر روز و بیمارستانه و من تنهایی تو خونه مثه دیوونه ها برات اسباب بازی درست...
شب قدر
چقدر دلم روشنه به اومدنت تو سال نو دلم روشنه که سال بعد تو بغلم دارمت دلم روشنه که آروم و صبور و مهربونی امشب از خدا تو رو میخام از خدا میخام که من مامان تو بشم و تو فرشته زندگیم از خدا میخام اسم قشنگتو تو سرنوشت من و بابا بنویسه از خدا میخام بیای و قشنگی زندگیمونو هزار برابر کنی بیای و بشی میوه ی عشق مون نفس مون همدم مامان ، مهربونه بابا..... خدایا اسم فرشته کوچولومون و تو سرنوشت امسال مون بنویس





