وبلاگ دلیارم❤وبلاگ دلیارم❤، تا این لحظه: 10 سال و 10 ماه و 15 روز سن داره
پیوند عشق من و یار دلمپیوند عشق من و یار دلم، تا این لحظه: 5 سال و 5 ماه سن داره
شروع انتظارمونشروع انتظارمون، تا این لحظه: 2 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره
مهیارممهیارم، تا این لحظه: 1 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره

دلیارم❤

....

قرار بود حوالی اینروزا بفهمم تو دلمی برات چه رویاهایی بافته بودم فکر کردم به کی بگم ، به کی نگم قرار بود اگر اومدی امسال هم تو خونه مون روضه بگیرم، نذر کرده بودم اگر فهمیدم تو دلمی برای هرچندتا که تونستم شیر بخرم به بچه های کوچیک بدم تو رو از شش ماهه امام حسین خواسته بودم شدی قنوت دستام، شدی سجده های طولانیم شدی بغض وسط نمازم دقیقا همونی شبی که منسوبه به شش ماهه ی امام حسین‌ فهمیدم که ندارمت...... تجربه ی اینروزا اصلا آسون نیست.  جونم داره به لبم میرسه اشتیاق من به داشتنت شد احتیاج ، احتیاجم شد گریه، گریه م شد ناامیدی...... اگر بگم دیگه امیدی ندارم به داشتنت دروغه، اگر بگم هنوزم زیبات...
22 تير 1403

۲۸ سالگی

وقتی مهد کودکی بودم ، کلاس اولی ها خیلی به چشمم بزرگ بودن،  وقتی کلاس اولی شدم ، کلاس پنجمیا وقتی کلاس پنجمی شدم دبیرستانیا وقتی ۲۰ ساله شدم، ۲۵ ساله ها...... از یه جایی به بعد دیگه هیچکسی به چشمم بزرگ نیومد، بعضی ها جوون تر بودن و بعضیا پیرتر...... از وقتی که دیدم دارم به ۳۰ سالگی نزدیک میشم.... امروز ۲۸ سال ام شد مامان ، قصه ی عشق مون هم تولد ۳ سالگیشه عشقی که پر از داستان و چالش و روزای تاریک و روشنه....    روز تولد ۲۵ سالگیم پای سفره عقد نشستم و به آینده ی مبهم رو به روم لبخند زدم، سوره نور و باز کردمو  از خدا خواستم منو با این پسر خوشبخت کنه...... حالا سه سال ازون روز ...
25 ارديبهشت 1403

رویای همیشگی مامان

میخام برای داشتنت تلاش کنم اما نمیتونم نمیشه دلم برات پر میکشه هربار به خودم میگم باید بتونی ولی نمیتونم فکر داشتنت یه جوری افتاده تو سرم که داره مغزمو میخوره نمیدونم چند وقت شده ولی خیلی وقته که دلم میخاد بچه داشته باشم خیلی وقته دلم یه دختر میخاد گاهی وقتا عذاب وجدان میگیرم که تو رو برای تنهایی هام میخام من خییلی تنهام مامانی خییلی زیاد و میدونم این اصلا دلیل منطقی برای داشتنت نیست اما من حریف دلم نمیشم...... همین الان که دارم مینویسم، تنهام، شبها تنهام، روزها تنهام.... بابای آیندت هر دو روز یکبار کشیکه ، و تو فاصله اون دو روز هم بیشتر روز و بیمارستانه و من تنهایی تو خونه مثه دیوونه ها برات اسباب بازی درست...
6 ارديبهشت 1403

شب قدر

چقدر دلم روشنه به اومدنت تو سال نو دلم روشنه که سال بعد تو بغلم دارمت دلم روشنه که آروم و صبور و مهربونی امشب از خدا تو رو میخام از خدا میخام که من مامان تو بشم و تو فرشته زندگیم از خدا میخام اسم قشنگتو تو سرنوشت من و بابا بنویسه از خدا میخام بیای و قشنگی زندگیمونو هزار برابر کنی بیای و بشی میوه ی عشق مون نفس مون همدم مامان ، مهربونه بابا..... خدایا اسم فرشته کوچولومون و تو سرنوشت امسال مون بنویس
15 فروردين 1403
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دلیارم❤ می باشد