هفته ۶
۳آذر
و شروع ششمین هفته باهم بودنمون پسرک مامان.....
نمیدونی چقدرررر بهت دل بستم
الان فکر کنم قد یه دونه عدسی
برای ابعاد میکروسکوپی ت جون میدم مامان
هرجا بچه میبینم تو دلم میگم خدایا یعنی میشه پسر منم بزرگ بشه، بیاد تو بغلم، هر لحظه جلو چشمام باشه🥲🥲
بزرگترین آرزوم تشکیل شدن قلب کوچیکته مامان
انقدر خرما و عدس و توت و کشمش به خوردت دادم که قلب کوچیکت تشکیل بشه
همش با خودم میگم خدایا یعنی الان قلب بچم ضربان داره؟ یعنی تو دلم میمونه؟ یعنی حالش خوبه؟ جاش خوبه؟؟
آخ مامان نمیدونی چقدر این بی خبری م از حالت سخته برام، تو نزدیکترینی بهم، انقدر نزدیک که تو وجودم زندگی میکنی اما من از حالت بی خبرم
سپردمت به خدایی که رحمت بی انتهاش ، معجزه وار تو رو بهم ،داد ان شالله تو رو سالم و سلامت تو دل من حفظ میکنه
از وقتی اومدی انگار بهشت و بهم دادی ، اصلا یه جوری عاشقت شدم که همه فکر و ذکرم شدی، دعای دستام ، سجده های طولانی ، تمام خواهشم از خدا تویی و سلامتیت.... بجز تو دیگه هیچی تو دنیا مهم نیست
درد های زیر دلم خیییلی بهتر شده فکر کنم جاتو محکم کردی مامان ، ایشالا که اینطور باشه وسفت ومحکم چسبیده باشی بهم
هنوز هیچ علامت خاصی از بارداری ندارم، نه ویار خاصی نهعلاقه و تنفر خاصی نسبت به غذاها ، هیچی فرق نکرده.....ولی شدید دلم پیتزا و بستنی و چیپس و کیک میخاد.....بخاطر تو برنامه غذاییم کن فیکون شده، قبلا کیک و شیرینی زیااااد میخوردم ، الان بخاطر گل روی شما فقط چیزایی کهبراتمفیده میخورم به امید اینکه مواد مغذی بهت برسه و به رشد و تکامل ات ادامه بدی......
هنوز هیچی تو ظاهرم فرق نکرده ، خاله ت میگه خوشگل تر شدم، به اعتقاد قدیمیا اینم خبر از پسر بودنت میده، و خودم شدیدااا احساس میکنم پسری، رسما باورم شده مامان یه پسر بچه شدم!!!
خدا خیلی زود تو رو بهمون داد نمیدونم چطور شکرگزارش باشم، زیاد منتظرم نذاشتی مامانی ، اما من روزها و ماه های انتظار رو هرگز فراموش نمیکنم، هیچکس نمیدونه تو همون مدت کوتاه چقدر بهم سخت گذشت، چقدرررر جنگیدم با خودم، اما تو اومدی و شدی پاداش قوی بودنهای من، هیچوقت شاید ندونی من برای داشتنت چیا کشیدم، اما تو اومدیو شدیهمون نوری که از لابه لای زخم هام رد شد.....
به شکر داشتنت تا آخر عمرم سر از سجده برندارم بازم کافی نیست
تو منو از نو با خدا پیوند دادی . از خدایی که تو رو بهم داد ممنونم🩵
خیلی دوست دارم دونه ی بهشتیم🩵
4 آذر
تو رو خدا قلب داشته باش مامان
نمیدونی چه وحشتی دنیامو گرفته
نشستم زااار زاار گریه کردم
هیچ علائمی از بارداری ندارم ،
یه هفته دیگه مونده تا شنیدن صدای قلبت
اگه قلبت نزنه منم باهات میمیرم
خیییلی دلبسته تشدم مامان. هیچ بچه دیگه ای روغیر تو و بعد تو نمیخام . هیچکس این حال منو نمیفهمه ، هیچکس به اندازه من نمیخادت . توروخدا تنهام نزار . می سپرمتبه خدایی خودش تو رو بهم داد ، خودش نگه دارت باشه



هفته ۶
