برای سومین بار....
چه بگویم مگر یکی و دوتا ست... غم این دل نگفته هم پیداست.... باورم نمیشه....که سرمو میزارم رو کتاب دفترای پخش زمین شده و این آهنگ و پلی میکنم...گریه میکنم..... باورم نمیشه.....تو تاریکی شب وقتی همه خوابن و من بیدار این آهنگ و پلی میکنم.....گریه میکنم..... باورم نمیشه حتی وقتی سرمو گرم میکنم تا از فکرش بیرون بیام ، این آهنگ و میزارم.....گریه میکنم.... باورم نمیشه.....دلم نمیخاد از خونه بیرون برم.....وقتی بقیه میرن بیرون من میمونم و این آهنگ و پلی میکنم.....گریه میکنم..... نماز میخونم....دعا میخونم..... نگفته هم پیداست.....ولی من نمیخام بگم..... نمیخام بگم چه موضوع مضحکی انقدر دنیام و غم انگیز کرده..... هنوز هر روز...




