هفته ۱۴
رویای به حقیقت پیوسته م
فرشته ی شهر آرزوهام....
آخ دختر اگه بدونی چقدررررر انتظارت و کشیدم....
حالا دارم باهات حرف میزنم ، در حالیکه از من به من نزدیکتری، توی وجودم دارمت ، قلب کوچیکت تو بدن من می تپه.....
شاید هیچ وقت ندونی که اومدنت به زندگیم چقدر زندگیمو عوض کرد، قبل از تو تمام زندگیم غصه بود، یه دختر نا امید و افسرده بودم ، اما تو بهار و با خودت آوردی دخترکم....شدی امید و انگیزه و شادی دنیای سرد و ساکتم....معجزه ای که به تاریکی هام نور پاشیدی ، دنیامو دگرگون کردی ، شدی همدم تو دلی کوچولوی مامان🩷
زمان به قدری کند میگذره که انگار هزارساله تو شکمم دارمت ، اما تازه فقط ۱۴ هفته گذشته....
داری بزرگ میشی جوونه ی کوچیکم ، الان حتما داری دست و پاهای ظریفت و تکون میدی و بازی میکنی ، خیلی دلم میخاد زودتر تکونات و حس کنم، خیلی برام جالب و هیجان انگیزه که احساس کنم دختر کوچولوم تو شکمم می چرخه و بازی می کنه
دخترک شهر آرزوهام ، امیدوارم تا روزی که به دنیا قدم بزاری همه چیز خوب و آروم پیش بره و یه روزی با گرفتن دستات این روزای طولانی و یادم بره....
به امید رویای بوسیدنت ، فرشته ی کوچیک خوشبختیم🩷



هفته ۱۴
